چرا یادگیری مهم‌ترین مهارت برای کسب موفقیت در قرن بیست‌ویکم است؟

همه‌ی ما بارها شنیده‌ایم که یادگیری مهم‌ترین مهارت و توانایی در دنیای مدرن است. هر کدام از ما برای کسب موفقیت در قرن ۲۱ میلادی نیاز به مهارت‌هایی تخصصی در حیطه‌ی شغل و حرفه‌ی خود داریم. مهارت‌هایی کلاسیک که لازمه‌ی حوزه‌ی کاری ما هستند. اما به نظر می‌رسد این مهارت‌های کلاسیک دیگر جوابگوی ما برای رسیدن به اهداف‌مان در عصر حاضر نیستند. ما هر روزه باید با توسعه‌ی مهارت‌های خود و کسب توانایی‌های جدید خود را به‌روز کنیم تا بتوانیم با پیشرفت سریع فناوری منطبق باشیم. بیایید به این نکته فکر کنیم برای دستیابی به اهداف بلندمدت خود باید چه مهارت‌های جدیدی را به دست آورده و چگونه آن‌ها را در آینده به کار ببندیم. و اینکه مهارت‌های کنونی ما در سال‌های آینده چقدر کارایی خواهند داشت؟

در حال حاضر، حرفه‌ی شما گذشته از یادگیری علوم مرتبط با آن، نیاز به مهارت‌های بنیادینی دارد که فردی در جایگاه شما باید به آن‌ها تسلط داشته باشد. تسلط به این توانایی‌ها باعث می‌شود تا شما بتوانید «در حال حاضر» در حرفه‌ی خود فردی توانا و موفق باشید. اما به خاطر داشته باشید شغل شما هرچه که باشد به صورت مداوم در حال تغییر شرایط است و شما باید همواره برای این تغییرات و یادگیری مهارت‌های مربوط به آن‌ها آماده باشید. حتی اگر این تغییرات هنوز در حد ایده هم باشند، باید آن‌ها را پیگیری کرده و برای آموختن و فراگرفتن آن‌ها آمادگی داشته باشید.

شرکت‌های موفق به افراد دارای مهارت یادگیری اهمیت می‌دهند

وقتی در مورد مفهومی به نام شکاف بین مهارت‌ها حرف می‌زنیم، منظور ما فاصله‌ای است که بین مهارت‌های کسب شده در محیط‌های تحصیلی و آنچه که در دنیای واقعی برای به دست اوردن حرفه‌های موجود به آن نیاز داریم وجود دارد. این فاصله‌ می‌توان را به راحتی و با یاد گرفتن این مهارت‌های مورد نیاز از بین برد و یکی از شغل‌های مورد علاقه را از آن خود کرد. اما این شکاف در مورد افرادی که سال‌هاست یک موقعیت شغلی را در اختیار داشته و مشغول فعالیت در حوزه‌ای خاص هستند شکلی متفاوت دارد. شکاف مهارتی در مورد این افراد در صورتی که در پی یادگیری فناوری‌ها و توانایی‌های جدید نباشند هر روز بزرگ‌تر شده و می‌تواند موقعیت شغلی آن‌ها را با خطراتی جدی مواجه کند.

افرادی که به یادگیری مشتاق بوده و به عنوان یادگیرنده‌هایی مشتاق و توانمند شناخته می‌شوند، بدون شک به شکلی جدی مورد توجه افراد تصمیم‌گیرنده و مدیران سازمان‌ها قرار گرفته و برای کسب موقعیت‌های ارزنده‌ی شغلی شانس بیشتری خواهند داشت. همواره گفته می‌شود که رهبری پروژه‌های پیشرفته و نقش‌های مبتنی بر مدیریت به افرادی که به صورت مداوم در حال یادگیری مهارت‌های جدید هستند احتیاج دارد. سرمایه‌گذاران و مدیران سازمان‌های بزرگ عقیده دارند یادگیرنده‌ها برای استفاده‌ی کامل از فرصت‌های احتمالی افرادی آماده‌تر و مناسب‌تر محسوب می‌شوند.

گاهی برخی مدیران دچار اشتباهی بزرگ می‌شوند. آن‌ها با تصور این که آموزش تنها ابزاری برای بهتر شدن حال کارکنان است، نسبت به این اصل مهم احساس نیاز نکرده و آن را کنار می‌گذارند. با نگاه به شرکت‌هایی که فرهنگ یادگیری را در سازمان خود نهادینه می‌کنند به روشنی متوجه می‌شویم که جا افتادن این فرهنگ به صورت دو سویه به مدیران و کارکنان سازمان سود می‌رساند. کارکنانی که به صورت مداوم در حال یادگیری مهارت‌های جدید هستند هم آینده‌ی کاری خود را تضمین کرده و هم سازمان خود را تبدیل به مجموعه‌ای کارآمد و سودده می‌کنند.

از سوی دیگر ایجاد موقعیت‌های یادگیری برای کارکنان، به سازمان این امکان را می‌دهد تا با برطرف کردن شکاف‌های مهارتی اعضاء و به‌روز کردن آن‌ها برای انطباق با تغییرات شغلی، به طرز قابل توجهی در هزینه‌های جذب و استخدام افراد جدید صرفه‌جویی کند. علاوه بر این سازمان‌ها با ایجاد موقعیت یادگیری برای کارکنان خود، همواره می‌توانند انتظار ایده‌های جدید، نوآوری و خلاقیت را از آن‌ها داشته باشند.

نویسنده مطلب: شریفه جمال الدینی

دیدگاه بگذارید

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz